تا وقتی که تو هستی

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم و یا از روی خودخواهی فقط خود  

را قشنگ دیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه می کردی اگر بد کردم و هرگز 

 به روی خود نیاوردم

اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم برای دیگران بهار و برای 

 تو خزان بودم

اگر تو با تحمل گله از خودخواهی ام کردی اگر زجری کشیدی تو گاهی از زبان من

 

 اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من 

گناهم را ببخش

 

تا وقتی که تو هستی، تا لحظه ای که یاد تو در خاطر من جاریست!

تا زمانی که دستهای گرمت همراه دستای خسته ای منه!

تا وقتی که نگاهت تنها پناهگاه و تکیه گاه نگاه سرگردان منه!

تا زمانی که تو همسفر جاده زندگی من هستی!

تا وقتی که شونه های تو امن ترین جای دنیاست برای من!

من زنده هستم! برای زندگی کردن با تو........

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید